دوشنبه, 27 آذر 1396

نوار کناری

شناسه خبر:586

نقشه ای که با شکست رو برو شد!

  • انداز قلم

چند سال پیش ابلیس برای مقابله با نور خدا در ایران  زمین نقشه کشید و یاران خارجی و داخلی اش را دور هم جمع کرد و نقشه ی مخملینش را برای آن ها تشریح کرد و قرار شد به بهانه ی انتخابات ریاست جمهوری سال 88 نظام اسلامی را واژگون کنند و نور خدا را در ایران خاموش کنند و تاریکی شیطان را مرز تا مرز ایران بگسترانند.

ويژه نامه

 

مدت ها پیش از فرارسیدن موعد، در جلسه های سرّی و فوق سری در داخل و خارج کشور دور هم جمع شدند و مقدمات کار را با دقت هرچه تمام تر فراهم کردند و با حساب و کتاب دقیق پیش رفتند. فکر و نبوغ تواناترین شاگردان ابلیس را به کار گرفتند و برای جمع کردن یار، از هیچ تلاشی فروگذار نکردند؛ تبلیغات پرزرق و برق و دروغین و مظلوم نمایی های زیرکانه باعث شد عده ای ساده لوح زیر پرچم آن ها جمع شوند و نشانی از رنگ نفاق آلود پرچم خود را مارک کنند.
برنامه این بود که همه ی اهداف و برنامه های پلید خود را پشت اسم یکی از کاندیداها که افکار و روحیات هماهنگ و مناسبی با آن ها داشت پنهان کنند و همه ی تلاش خود را به کار برند تا او برنده ی انتخابات شود. اگر او رئیس جمهور می شد، می توانست پل مطمئنی باشد برای رساندن آن ها به موقعیت های هدف برای اجرای عملیات براندازی. اما اگر نتوانستند اکثریت برگه های رأی ملت را با نام او به صندوق های رأی واریز کنند، برنامه این بود که به بهانه ی ابلهانه ی تقلب در انتخابات، شورشی عظیم در مملکت راه بیندازند و همین اعتراض به نتایج انتخابات را نقطه ی آغاز عملیات براندازی قرار دهند.
خود قرآن می فرماید: «قرآن مایه ی بصیرت و آگاهی است؛ هر کسی قرآنی باشد و قرآن محور باشد، ثمره اش بصیرت و آگاهی است و هرکه چشمش را به قرآن ببندد و کور شود، به ضرر خود او است؛ قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْها.» (انعام، 104)

خوب اندیشیده بودند و خوب مکر کرده بودند و فکر همه چیز را کرده بودند؛ اما از دو چیز، سخت غافل بودند: «امت» و «امام»! در واقع باید بگوییم از همه چیز غافل بودند؛ چون امام و امت که هوشیار باشند، دیگر چیزی باقی نمی ماند تا طعمه ی مکرشان شود!
اگر ملت ایران آگاه و بصیر بود و توانست توطئه ی ابلیس را خنثی کند، به این دلیل است که این ملت با همه ی کاستی ها و نقص هایش، یک ملت قرآنی است و قرآن را محور زندگی فردی و اجتماعی خود قرار داده است و سعی می کند زندگی اش را با برنامه ی قرآن منطبق کند. خود قرآن می فرماید: «قرآن مایه ی بصیرت و آگاهی است؛ هر کسی قرآنی باشد و قرآن محور باشد، ثمره اش بصیرت و آگاهی است و هر که چشمش را به قرآن ببندد و کور شود، به ضرر خود او است؛ قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْها.» (انعام، 104)
همین قرآن که معارفش مایه ی بصیرت و آگاهی است، محور سعادت را «ولایت» می داند و امت را به اطاعت از ولی امر می کند: «ای مومنان، از خدا اطاعت کنید و از رسول خدا و از ولیّ امرتان اطاعت کنید. اگر به خدا و معاد ایمان دارید، وقتی در چیزی دچار نزاع و اختلاف شدید، به قانون الهی که به وسیله ی رسول به شما ابلاغ شده است رجوع کنید. این برای شما بهتر و نیک فرجام تر است. وقتی به مردم گفته می شود که از حکم خدا پیروی کنید و قانون خدا را فصل الخطاب قرار دهید، منافقان از ولی خدا به شدت روی می گردانند؛ یَأَیُّها الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ أَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلىِ الْأَمْرِ مِنكُم  فَإِن تَنَازَعْتُمْ فىِ شَىْءٍ فَرُدُّوهُ إِلىَ اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُوْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ  ذَلِكَ خَیرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً (نساء، 59) وَ إِذَا قِیلَ لهُمْ تَعَالَوْاْ إِلىَ  مَا أَنزَلَ اللَّهُ وَ إِلىَ الرَّسُولِ رَأَیْتَ الْمُنَافِقِینَ یَصُدُّونَ عَنكَ صُدُودًا.» (نساء، 61)
و همین قرآن بصیرت ساز، پیروی از ولایت را عامل بصیرت افزایی و رسیدن به آگاهی سیاسی و اجتماعی می داند و به ولی خدا می فرماید: «بگو این است راه من. من و کسانی که از من پیروی می کنند، با بصیرت و آگاهی همه ی مردم را به سوی خدا دعوت می کنیم؛ قُلْ هذِهِ سَبیلی  أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى  بَصیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنی .» (یوسف، 108)
و می فرماید: «مومنانی که ولایت خدا و ولی خدا را گردن نهاده اند، از گمراهی و انحراف در امانند و دشمنان تسلط و نفوذی بر آن ها ندارند. تسلط شیاطین تنها بر کسانی است که از ولایت ولی خدا روی گردانده، ولایت ابلیس را گردن نهاده اند؛ إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلىَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَلىَ  رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ(نحل، 99) إِنَّمَا سُلْطَنُهُ عَلىَ الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِینَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ.» (نحل، 100)
تقوا و مدیریت نفس؛ عامل بصیرت افزایی

عامل دیگری که قرآن برای بصیرت افزایی و رسیدن به آگاهی معرفی می کند، تقوا و مدیریت نفس است: «اگر تقوامند باشید خدا به شما بصیرت و نیروی تشخیص حق و باطل عطا می فرماید؛ إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً.» (انفال، 29)
نیز می فرماید: «وقتی پندار و وسوسه ای شیطانی به اهل تقوا برسد و با آنان برخورد کند، به برکت تقوایشان، از غفلت رها می شوند و ناگهان به بصیرت می رسند؛ إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ.» (اعراف، 201)
آری چنین است که بخش اعظمی از آن گروه اغوا شده و جمع شده زیر پرچم ابلیس در فتنه ی 88، بعد از مدتی بازی خوردن، وقتی نشانه های ظلالت و تباهی را به برکت تقوایشان، آشکارا دیدند، ناگهان به خود آمدند و راه کج رفته را برگشتند و به امت ولایت مدار پیوستند و تحت ولایت ولی خدا، حماسه ی نه دی را با زیبایی و شکوه تمام آفریدند؛ تا به کلی دست پلید ابلیس از این مرز و بوم قطع، و سایه ی شومش برچیده شود.
مومنانی که ولایت خدا و ولی خدا را گردن نهاده اند، از گمراهی و انحراف در امانند و دشمنان تسلط و نفوذی بر آن ها ندارند. تسلط شیاطین تنها بر کسانی است که از ولایت ولی خدا روی گردانده، ولایت ابلیس را گردن نهاده اند؛ إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلىَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَلىَ  رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ(نحل، 99) إِنَّمَا سُلْطَنُهُ عَلىَ الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِینَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ.» (نحل، 100)

اینک ماییم و گذشته ای درخشان و افتخارآفرین و آینده ای مبهم و نامعلوم! اگر می خواهیم آینده مان هم به سان گذشته، غرورآفرین و تحسین برانگیز باشد، باید درس هایی را که از حوادث گذشته فراگرفته ایم، سرلوحه ی خود قرار دهیم. اگر ما از حوادث تلخ و شیرین گذشته عبرت بگیریم و در دشمن شناسی و مبارزه و مذاکره با دشمن، چشم بر حقایق اثبات شده ی تاریخی نبندیم و همواره مطیع ولی امر باشیم، شاهد تداوم بصیرت و آگاهی و در پی آن، حرکت در مسیر درست برای امت اسلامی و ملت عزیز ایران خواهیم بود. امیرالمومنین علی علیه السلام می فرماید: «عبرت گرفتن از حوادث گذشته، موجب افزایش بصیرت است.» (نهج البلاغه)
امام روح الله می فرماید: «من به همه ی ملت اطمینان می دهم که امر دولت اسلامی، اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملکت وارد نخواهد شد.» (صحیفه، ج10، ص 58)
کلام آخر:

خدایا، هرگز «قرآن» و «ولایت» و «تقوا» را از ملت ما نگیر و بصیرت و آگاهی راستین را که ثمره ی این سه نعمت بزرگ است، تا ظهور حجتت در جامعه ی ما روزافزون بفرما!

 

 

Save

Save

ارسال نظر به عنوان مهمان

نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
  • هیچ نظری یافت نشد